|
|
|
|
|
دفاع عین حمله! بارها به ماتقلیچ دده گفتم ، هنگام رختخواب رفتن به نوه هایت داستانهای آنچنانی نگو. این بچه شبانه روز دارد فیلمهای هیجان انگیز هالیوود ، پلی اشتیشن و هزاران زهر مارکامپیوتری را بازی میکند . قهرمان داستانهای شما نیز کار به دستش میدهد .به گوشش نرفت که نرفت . تازه ما هم که فشارش میاوردیم از دست ما می قاپید و بغلش میکرد ، میگفت : آی.ی.ی.ی.ی بی پیار اوغلوم جزء شاگردان ممتاز است. از شما چه پنهان دیرور نامه ای از مدرسه دریافت کردم ، نوه ماتقلیچ دده دسته گلی به آب داده بود !! با مشت محکم کوبیده بود به صورت همکلاسیش ! خانم معلم و مدیرمدرسه همه با قانون در مقابل ما ایستاده بودند ، مگر ولکن بودند ، کسی بیاید در آلمان قانون شکنی کند ، نقض قانون ، پارگراف... آئین نامه مدرسه...... خلاصه ماتقلیچ دده را با خود بردم مدرسه تا از نزدیک شاهد قضیه باشد . مشاور مدرسه از نوه ماتقلیچ دده پرسید : پسرم بگو بیبینم ، به چه علت به دوستت حمله کردی؟ نوه ماتقلیچ دده گفت : من حمله نکردم ، از خودم دفاع کردم . ماتقلیچ دده که وضع طرف را از نزدیک میدید ، گفت : آی بی پیاز ، اگر دفاعت چنین باشه ، قبل از حمله خبر بده تا آژیر ماژیری بکشند .... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:44 توسط تایاق
|
|
||